دخترطلای ماماندخترطلای مامان، تا این لحظه: 12 سال و 11 روز سن داره

برای تو که میدونم یه روزی میای...

برگ بیست و یکم

1392/9/6 21:30
نویسنده : BT
153 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عشقم  

مامان امروز حالش خیلی گرفته ، خسته ام از همه چی ... از آینده میترسم مامان .، از اینکه نتونم داشته

باشمت ..

 

امروز با خاله حرف زدم ، احتمال میده باردار باشه ، دکتر رفت ولی واسش آزمایش بارداری ننوشت گفت با

 

توجه به علائمی که داری حتما بارداری و توی هفته 6 هستی واسه 13 آذر براش سونو نوشت .

 

خاله میگه که بچه نمیخواسته ، جلوگیری میکرده تازه شوهرش به خاطر کارش فقط آخر هفته ها پیشش

هست ، خودشم میگه نمیدونم چه جوری باردار شدم .

 

من از اینکه دارم خاله میشم خوشحالم ولی مامان ، خاله 6 سال ازم کوچیکتره ، اگه اون باردار باشه ،

 

واااااااااااااااااااااااااااااای تحمل حرفا و نگاههای اطرافیان رو ندارم ... استرسم از اینی که هست بیشتر

 

میشه . مامان عزیز من که خیلی نگرانمه میخواست بهم نگه که استرس پیدا نکنم ، اون امیدواره این ماه

نتیجه بگیرم ، ولی خواهرم بهم گفت ....شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  

 

خاله میگفت یکی بچه میخواد خدا بهش نمیده من نمیخواستم ولی .... راستش مامانی، دلم شکست ،

شاید خاله از حرفش منظوری نداشت ولی من خیلی حساس شدم ، زودی همه چیو به خودم میگیرم .

 

عزیزم ، زندگیم خیلی یکنواخت شده ، خیلی خوب میشد میتونستم یه سفر برم ولی فک نکنم فعلا

امکانپذیر باشه .

 

گلم ، فرشته ی من .... از بهشت خیلی مامان رو دعا کن ... زودتر بیا پیشم تا از این تنهاییدر

 

بیام  ....عزیزم دعام کن صبور باشم .... نازنین من ، بیا پیشم که دیگه طاقت انتظار ندارممممممم .

 

خدایا امیدم به دستای مهربون شماست ... منو ناامید نکن prayingpraying ....خدایا هیچ بنده ای رو ناامید نکن ،

خدایااااااااااااااااااا prayingpraying

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

تارا
8 آذر 92 7:37
نگران نباش عزیزم همه چی درست میشه استرس زیادی خودش یک مانع هستش دوست من.صبرداشته باش..... دارم سعی میکنم صبر داشته باشم دوستم